ميرزا محمد خليل مرعشى صفوى
108
مجمع التواريخ ( فارسى )
شما بر همه ظاهر و معلوم گرديد ملاقات را موقوف نمود ، طريق مروت اينست كه اينجانب را واگذارند كه در اماكن قريب بآستانهء مقدسهء امام الجن و الانس مع عيال مجاورت اختيار نمايد يا آنكه بگذارند كه متعلقان خود را برداشته بعتبات عاليات عرش درجات اسد اللّه الغالب على بن ابى طالب يا بروضهء امام همام شهيد دشت كربلا جناب سيد - الشهداء رسانيده فيضياب تقبيل روضات مقدسات بوده باشد . بعد از ديدن گرفتاران و شنيدن اين پيغام انكار نمود كه هرگز من اين اشخاص را نفرستادهام و خبر ندارم چنانچه دو كس از آنها كه از جملهء يوز باشيان غلامانش بودند از استماع اين انكار فرياد برآوردند كه ما به حكم شما رفته بوديم . به مجرد شنيدن آن دو نفر را در همان مجلس بقتل آورد كه بهتان ميزنند و پيغام داد كه جمعى از مفسدين آشوب طلب فيما بين اينجانب و شما را بسخنان كذب و دروغ برهم زده مبنى توحش و تنفر گرديدهاند ، شما هرگز بخاطر چيزى نرسانيد اگر فرمائيد من رفته در گوشهء نشينم شما متوجه امر سلطنت گرديد ، اگر در اين ادعا غدرى در دل داشته باشم امام عليه السلام و قرآن مجيد سزا دهد . بعد از مراجعت شخص رافع و شنيدن جوابهاى پر حيل او آن جناب توكل بذات بارى تعالى نموده در دولتخانهء خود در كمال احتياط ميبود . بعد از پنج روز شاه رخ ميرزا چون ديد كه آن جناب در كمال انضباط مردم خود را همراه دارند و راه مكر و خدعه مسدود است شبى بهبود خان اتكى را در خلوت طلبيده وعدههاى وكالت مطلق خود را به او كرد به شرط اينكه الوس خود را برداشته آن جناب را بدست آورده مقتول سازد . خان مذكور انكار و تحاشى نمود و از او مأيوس شده جواب داد كه اين اراده از بندگان اقدس بسيار بعيد است اول به جهت آنكه در سن و كمالات صورى و معنوى آن جناب بر شما رجحان تمام دارند و صلهء رحم شمااند بعلاوه فيما بين شما و ايشان قرآن مجيد و حضرت امام الأنس و الجن ضامناند و ثانيا اينكه بتحقيق مسموع شد كه اهل آذربايجان و عراق و قلمرو [ عليشكر ] و فارس متفق اللفظ و المعنى مانع آمدن